متن دعای علقمه به همراه ترجمه؛ فضایل خواندن دعای علقمه

دعای علقمه دعایی معروف است که صفوان بن مهران از امام صادق (ع) نقل نموده اند و بعد از خواندن زیارت عاشورا خوانده می شود.

متن دعای علقمه به همراه ترجمه کامل آن

متن دعای علقمه

يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ، يَا مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ، يَا كَاشِفَ كُرَبِ الْمَكْرُوبِينَ، يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ، يَا صَرِيخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ، [وَ] يَا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ، [وَ] يَا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ، [وَ] يَا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى، وَ بِالْأُفِقِ الْمُبِينِ، [وَ] يَا مَنْ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى، [وَ] يَا مَنْ يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ مَا تُخْفِي الصُّدُورُ، [وَ] يَا مَنْ لا يَخْفَى عَلَيْهِ خَافِيَةٌ، يَا مَنْ لا تَشْتَبِهُ عَلَيْهِ الْأَصْوَاتُ، [وَ] يَا مَنْ لا تُغَلِّطُهُ [تُغَلِّظُهُ ] الْحَاجَاتُ، [وَ] يَا مَنْ لا يُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّينَ، يَا مُدْرِكَ كُلِّ فَوْتٍ، [وَ] يَا جَامِعَ كُلِّ شَمْلٍ، [وَ] يَا بَارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ، يَا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ، يَا قَاضِيَ الْحَاجَاتِ، يَا مُنَفِّسَ الْكُرُبَاتِ، يَا مُعْطِيَ السُّؤْلاتِ، يَا وَلِيَّ الرَّغَبَاتِ،

اي خدا، اي خدا، اي خدا، اي پاسخ دهنده خواسته بيچارگان، اي برطرف كننده اندوه اندوهگينان، اي فريادرس دادخواهان، اي دادرس دادجويان، اي آن كه به من از رگ گردن نزديك تر است، اي آن كه ميان شخص و دلش پرده مي شود، اي آن كه بر ديدگاه برتر است، و بر سپهبد روشن، اي آن كه بخشنده و مهربان است و بر حكومت كشور هستي استيلا دارد، اي آن كه خيانت چشم ها و آنچه را سينه ها پنهان كنند مي داند، اي آن كه هيچ پوشيده اي بر او مخفي نيست، اي آن كه صداها بر او مشتبه نشود، اي آن كه نيازمندي ها او را به اشتباه نيندازند، اي آن كه اصرار اصراركنندگان او را به ستوه نياورد، اي دريابنده هر از دست رفته، اي گردآورنده هر پراكنده، اي آفريننده جان ها پس از مرگ، اي آن كه هر روز در كاري است، اي برآورنده حاجات، اي بيرون آورنده غم ها از دل ها، اي بخشنده خواهش ها، اي سرپرست رغبت ها،

يَا كَافِيَ الْمُهِمَّاتِ، يَا مَنْ يَكْفِي مِنْ كُلِّ شَيْ ءٍ، وَ لا يَكْفِي مِنْهُ شَيْ ءٌ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ، وَ عَلَيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ بِنْتِ نَبِيِّكَ، وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ، فَإِنِّي بِهِمْ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ فِي مَقَامِي هَذَا، وَ بِهِمْ أَتَوَسَّلُ، وَ بِهِمْ أَتَشَفَّعُ إِلَيْكَ، وَ بِحَقِّهِمْ أَسْأَلُكَ وَ أُقْسِمُ وَ أَعْزِمُ عَلَيْكَ، وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَهُمْ عِنْدَكَ، وَ بِالْقَدْرِ الَّذِي لَهُمْ عِنْدَكَ، وَ بِالَّذِي فَضَّلْتَهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ، وَ بِاسْمِكَ الَّذِي جَعَلْتَهُ عِنْدَهُمْ، وَ بِهِ خَصَصْتَهُمْ دُونَ الْعَالَمِينَ، وَ بِهِ أَبَنْتَهُمْ وَ أَبَنْتَ فَضْلَهُمْ مِنْ فَضْلِ الْعَالَمِينَ، حَتَّى فَاقَ فَضْلُهُمْ فَضْلَ الْعَالَمِينَ جَمِيعاً، أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تَكْشِفَ عَنِّي غَمِّي وَ هَمِّي وَ كَرْبِي، وَ تَكْفِيَنِي الْمُهِمَّ مِنْ أُمُورِي، وَ تَقْضِيَ عَنِّي دَيْنِي، وَ تُجِيرَنِي مِنَ الْفَقْرِ، وَ تُجِيرَنِي مِنَ الْفَاقَةِ، وَ تُغْنِيَنِي عَنِ الْمَسْأَلَةِ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ،

اي كفايت كننده امور مهمّ، اي آن كه از هرچيز كفايت كند، و كفايت نكند از او چيزي در آسمان ها و زمين، از تو درخواست مي كنم به حق محمّد خاتم پيامبران، و علي امير مؤمنان و به حق فاطمه دختر پيامبرت، و به حق حسن و حسين، من در اين جايگاه به وسيله آنان به تو توجه مي كنم، و به ايشان متوسّل مي شوم، و به آنان به درگاه تو شفاعت مي خواهم، و به حق آنان از تو درخواست مي كنم و سوگند مي خورم و تو را سوگند مي دهم، و به شأني كه براي آنان نزد توست، و به حق قدري كه براي آنان پيش تو است، و به آنچه آنان را بر جهانيان برتري دادي، و به حق نامت كه آن را نزد آنان قرار دادي، و از ميان جهانيان، آنان را به آن نام اختصاص دادي، و به آن نام، وجودشان و فضلشان را از فضل جهانيان آشكار نمودي، تا فضل آنان بر فضل همه جهانيان برتري گرفت، از تو مي خواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستي، و غم و نگراني و گرفتاريم را برطرف كني، و مرا از مهمّ امورم كفايت نمايي، و قرضم را ادا كني، و از تهيدستي و درماندگي پناهم دهي، و از درخواست نمودن از مخلوقات بي نيازم نمايي،

وَ تَكْفِيَنِي هَمَّ مَنْ أَخَافُ هَمَّهُ، وَ عُسْرَ مَنْ أَخَافُ عُسْرَهُ، وَ حُزُونَةَ مَنْ أَخَافُ حُزُونَتَهُ، وَ شَرَّ مَنْ [مَا] أَخَافُ شَرَّهُ، وَ مَكْرَ مَنْ أَخَافُ مَكْرَهُ، وَ بَغْيَ مَنْ أَخَافُ بَغْيَهُ، وَ جَوْرَ مَنْ أَخَافُ جَوْرَهُ، وَ سُلْطَانَ مَنْ أَخَافُ سُلْطَانَهُ، وَ كَيْدَ مَنْ أَخَافُ كَيْدَهُ، وَ مَقْدُرَةَ مَنْ أَخَافُ [بَلاءَ] مَقْدُرَتَهُ عَلَيَّ، وَ تَرُدَّ عَنِّي كَيْدَ الْكَيَدَةِ، وَ مَكْرَ الْمَكَرَةِ، اللَّهُمَّ مَنْ أَرَادَنِي فَأَرِدْهُ، وَ مَنْ كَادَنِي فَكِدْهُ، وَ اصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُ وَ مَكْرَهُ وَ بَأْسَهُ وَ أَمَانِيَّهُ، وَ امْنَعْهُ عَنِّي كَيْفَ شِئْتَ، وَ أَنَّى شِئْتَ، اللَّهُمَّ اشْغَلْهُ عَنِّي بِفَقْرٍ لا تَجْبُرُهُ، وَ بِبَلاءٍ لا تَسْتُرُهُ، وَ بِفَاقَةٍ لا تَسُدُّهَا، وَ بِسُقْمٍ لا تُعَافِيهِ، وَ ذُلٍّ لا تُعِزُّهُ، وَ بِمَسْكَنَةٍ لا تَجْبُرُهَا، اللَّهُمَّ اضْرِبْ بِالذُّلِّ نَصْبَ عَيْنَيْهِ، وَ أَدْخِلْ عَلَيْهِ الْفَقْرَ فِي مَنْزِلِهِ،

و از من كفايت كني اندوه كسي را كه از اندوهش مي ترسم، و دشواري كسي را كه از دشواري اش هراس دارم، و ناهمواري كسي را كه از ناهمواريش بيم دارم، و شرّ كسي كه از شرّش مي ترسم، و فريب كسي كه از فريبش وحشت دارم، و تجاوز كسي كه از تجاوزش بيم دارم، و بي عدالتي كسي كه از بي عدالتي اش مي ترسم، و از سلطه كسي كه از سلطه اش وحشت دارم، و نقشه كسي كه از نقشه اش بيم دارم، و قدرت كسي كه از قدرتش به خود مي ترسم، و از تو مي خواهم كه بدانديشي بدانديشان، و مكر مكاران را از من بگرداني، خدايا هركه قصد من كرده قصدش كن، و هركه درباره من بدانديشي كرد در حقش بدانديشي كن، و از من حيله و نيرنگ و نيرو و آرزويش را بازگردان، و او را از من بازدار هرگونه كه خواهي، و هر كجا كه خواهي، خدايا او را از من سرگرم كن به فقري كه جبرانش نكني، و به بلايي كه نپوشاني اش، و به نيازي كه سدّش نكني، و به دردي كه عافيتش ندهي، و ذلّتي كه عزيزش ننمايي، و مسكنتي كه جبرانش نفرمايي، خدايا بزن خواري را در برابر دو چشمش، و وارد كن تهيدستي را بر او در منزلش،

وَ الْعِلَّةَ وَ السُّقْمَ فِي بَدَنِهِ، حَتَّى تَشْغَلَهُ عَنِّي بِشُغْلٍ شَاغِلٍ لا فَرَاغَ لَهُ، وَ أَنْسِهِ ذِكْرِي كَمَا أَنْسَيْتَهُ ذِكْرَكَ، وَ خُذْ عَنِّي بِسَمْعِهِ وَ بَصَرِهِ وَ لِسَانِهِ وَ يَدِهِ وَ رِجْلِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَمِيعِ جَوَارِحِهِ، وَ أَدْخِلْ عَلَيْهِ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ السُّقْمَ، وَ لا تَشْفِهِ حَتَّى تَجْعَلَ ذَلِكَ لَهُ شُغْلا شَاغِلاً بِهِ عَنِّي وَ عَنْ ذِكْرِي، وَ اكْفِنِي يَا كَافِيَ مَا لا يَكْفِي سِوَاكَ، فَإِنَّكَ الْكَافِي لا كَافِيَ سِوَاكَ، وَ مُفَرِّجٌ لا مُفَرِّجَ سِوَاكَ، وَ مُغِيثٌ لا مُغِيثَ سِوَاكَ، وَ جَارٌ لا جَارَ سِوَاكَ، خَابَ مَنْ كَانَ جَارُهُ سِوَاكَ، وَ مُغِيثُهُ سِوَاكَ، وَ مَفْزَعُهُ إِلَى سِوَاكَ، وَ مَهْرَبُهُ [إِلَى سِوَاكَ ] ، وَ مَلْجَؤُهُ إِلَى غَيْرِكَ [سِوَاكَ ] ، وَ مَنْجَاهُ مِنْ مَخْلُوقٍ غَيْرِكَ، فَأَنْتَ ثِقَتِي وَ رَجَائِي وَ مَفْزَعِي وَ مَهْرَبِي وَ مَلْجَئِي وَ مَنْجَايَ،

و بيماري و درد را در بدنش، تا او را از من سرگرم كني به سرگرمي سرگرم كننده اي كه فراغتي برايش نباشد، و ياد مرا از يادش ببر، همچنان كه ياد خودت را از يادش بردي، و نگاهدار از من گوش و چشم و زبان و دست و پا و قلب و همه اعضايش را، و در همه آن ها بر او بيماري وارد كن، و شفايش مده، تا آن را قرار دهي براي او سرگرمي سرگرم كننده اي از من و ياد من، و كفايت كن اي كفايت كننده آنچه را كه غير تو كفايت نكند، به درستي كه تويي كفايت كننده اي كه كفايت كننده اي جز تو نيست، و گشايش دهنده اي كه گشايش دهنده اي جز تو نيست، و پناه دهنده اي كه پناه دهنده اي جز تو نيست، نوميد گشت كسي كه پناه دهنده اش جز تو، و فريادرسش جز تو، و پناهگاهش جز تو، و گريزگاهش جز تو، و ملجأش جز تو، و جاي نجاتش از مخلوق غير توست، پس تويي آرامش و اميدم، و پناهگاه و گريزگاهم و ملجأ و جاي نجاتم،

فَبِكَ أَسْتَفْتِحُ، وَ بِكَ أَسْتَنْجِحُ، وَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ، وَ أَتَوَسَّلُ وَ أَتَشَفَّعُ، فَأَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ، فَلَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الشُّكْرُ، وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى، وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ، فَأَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تَكْشِفَ عَنِّي غَمِّي وَ هَمِّي وَ كَرْبِي فِي مَقَامِي هَذَا، كَمَا كَشَفْتَ عَنْ نَبِيِّكَ هَمَّهُ وَ غَمَّهُ وَ كَرْبَهُ، وَ كَفَيْتَهُ هَوْلَ عَدُوِّهِ، فَاكْشِفْ عَنِّي كَمَا كَشَفْتَ عَنْهُ، وَ فَرِّجْ عَنِّي كَمَا فَرَّجْتَ عَنْهُ، وَ اكْفِنِي كَمَا كَفَيْتَهُ، [وَ اصْرِفْ عَنِّي ] هَوْلَ مَا أَخَافُ هَوْلَهُ، وَ مَئُونَةَ مَا أَخَافُ مَئُونَتَهُ، وَ هَمَّ مَا أَخَافُ هَمَّهُ بِلا مَئُونَةٍ عَلَى نَفْسِي مِنْ ذَلِكَ، وَ اصْرِفْنِي بِقَضَاءِ حَوَائِجِي، وَ كِفَايَةِ مَا أَهَمَّنِي هَمُّهُ مِنْ أَمْرِ آخِرَتِي وَ دُنْيَايَ، يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، [وَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ] ، عَلَيْكَ [عَلَيْكُمَا] مِنِّي سَلامُ اللَّهِ أَبَداً [مَا بَقِيتُ ] وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِكُمَا، وَ لا فَرَّقَ اللَّهُ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمَا،

به تو گشايش مي خواهم، و به تو رستگاري مي جويم، و به محمّد و خاندان محمّد سوي تو رو مي كنم، و متوسّل مي شوم، و شفاعت مي خواهم، اي خدا، اي خدا، اي خدا، سپاس و شكر تو راست، شكايت تنها به سوي توست، و تويي كه به ياري خواسته شده اي، از تو مي خواهم اي خدا، اي خدا، اي خدا، به حق محمّد و خاندان محمّد، كه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستي، و غم و نگراني و اندوه شديد مرا در اين حالت برطرف كني، همچنان كه از پيامبرت نگراني و غم و اندوه را برطرف نمودي، و او را از هراس دشمنش كفايت كردي، پس از من برطرف كن همچنان كه از او برطرف نمودي، و از من بگشاي همچنان كه از او گشودي، و مرا كفايت كن همچنان كه او را كفايت كردي، از من برگردان هراس آنچه را كه از هراسش مي ترسم، و هزينه آنچه را كه از هزينه اش مي ترسم، و نگراني آنچه را كه از نگراني اش بيم دارم، بدون هيچ زحمتي از اين بابت بر هستي ام، و مرا بازگردان به برآوردن حاجاتم، و كفايت آنچه مرا نگران كرده نگراني اش از كار آخرت و دنيايم، اي امير مومنان و اي ابا عبد الله، بر شما از جانب من سلام خدا هميشه تا هستم و تا شب و روز هست، و خدا اين زيارت را آخرين بار از زيارت شما قرار ندهد، و بين من و شما جدايي نيندازد،

اللَّهُمَّ أَحْيِنِي حَيَاةَ مُحَمَّدٍ وَ ذُرِّيَّتِهِ، وَ أَمِتْنِي مَمَاتَهُمْ، وَ تَوَفَّنِي عَلَى مِلَّتِهِمْ، وَ احْشُرْنِي فِي زُمْرَتِهِمْ، وَ لا تُفَرِّقْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ، يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، أَتَيْتُكُمَا زَائِراً وَ مُتَوَسِّلاً إِلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمَا، وَ مُتَوَجِّهاً إِلَيْهِ بِكُمَا، وَ مُسْتَشْفِعاً [بِكُمَا] إِلَى اللَّهِ [تَعَالَي] فِي حَاجَتِي هَذِهِ، فَاشْفَعَا لِي فَإِنَّ لَكُمَا عِنْدَ اللَّهِ الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ، وَ الْجَاهَ الْوَجِيهَ، وَ الْمَنْزِلَ الرَّفِيعَ وَ الْوَسِيلَةَ، إِنِّي أَنْقَلِبُ عَنْكُمَا مُنْتَظِراً لِتَنَجُّزِ الْحَاجَةِ وَ قَضَائِهَا، وَ نَجَاحِهَا مِنَ اللَّهِ بِشَفَاعَتِكُمَا لِي إِلَى اللَّهِ فِي ذَلِكَ، فَلا أَخِيبُ، وَ لا يَكُونُ مُنْقَلَبِي مُنْقَلَباً خَائِباً خَاسِراً بَلْ يَكُونُ مُنْقَلَبِي مُنْقَلَباً رَاجِحاً [رَاجِياً] مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجَاباً بِقَضَاءِ جَمِيعِ حَوَائِجِي [الْحَوَائِجِ ] ، وَ تَشَفَّعَاً لِي إِلَى اللَّهِ،

خدايا زنده بدار مرا چون زندگي محمّد و فرزندان او، و بميران مرا چون مرگ آنان، و جانم را بگير بر آيين ايشان، و محشور كن مرا در زمره آنان، و بين من و ايشان هيچگاه جدايي مينداز حتي به اندازه چشم برهم زدني در دنيا و آخرت، اي امير مؤمنان، و اي ابا عبد الله، به خاطر زيارتتان به جانب شما آمدم، و به خداي پروردگارم و پروردگارتان متوسّلم، و به وسيله شما متوجّه به سوي اويم، و به پيشگاه خدا به وسيله شما درباره اين حاجتم خواستار شفاعتم، پس شما براي من شفاعت كنيد، كه براي شما نزد خدا مقام ستوده و منزلتي آبرومند و جايگاهي بلند و وسيله است، من از نزد شما باز مي گردم، درحالي كه چشم به راه تحقق حاجت، و برآمدن و به انجام رسيدنش، از جانب خدا، به شفاعت شما به درگاه خدا براي خود درباره آن هستم، پس نااميد نگردم و نمي باشد بازگشتگاهم نوميدانه و زيانكارانه، بلكه بازگشتگاهم بازگشتگاه برتر و قرين توفيق و اجابت مي باشد با برآورده شدن تمام حوايجم، و برايم به درگاه خدا شفاعت كنيد،

انْقَلَبْتُ عَلَى مَا شَاءَ اللَّهُ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ، مُفَوِّضاً أَمْرِي إِلَى اللَّهِ، مُلْجِئاً ظَهْرِي إِلَى اللَّهِ، مُتَوَكِّلاً عَلَى اللَّهِ، وَ أَقُولُ حَسْبِيَ اللَّهُ وَ كَفَى، سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ دَعَا، لَيْسَ لِي وَرَاءَ اللَّهِ وَ وَرَاءَكُمْ يَا سَادَتِي مُنْتَهًى، مَا شَاءَ رَبِّي كَانَ، وَ مَا لَمْ يَشَأْ لَمْ يَكُنْ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ، أَسْتَوْدِعُكُمَا اللَّهَ، وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي إِلَيْكُمَا، انْصَرَفْتُ يَا سَيِّدِي يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَوْلايَ وَ أَنْتَ [أُبْتُ ] يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَا سَيِّدِي، [وَ] سَلامِي عَلَيْكُمَا مُتَّصِلٌ مَا اتَّصَلَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ ،

بازگشتم بر آنچه خدا خواست، و جنبش و نيرويي نيست مگر به خدا، واگذار كننده ام كارم را به خدا، با تكيه دادنم به خدا، در حال توكل بر خدا، و مي گويم خدا مرا بس است و كافي است، مي شنود خدا صداي كسي را كه او را خواند، براي من وراي خدا و وراي شما اي سرورانم سرحدّي نيست، آنچه پروردگارم خواست شد، و آنچه نخواهد نمي شود، جنبش و نيرويي نيست جز به خدا، شما را به خدا مي سپارم، و خدا اين زيارت را آخرين زيارت من از شما قرار ندهد، بازگشتم اي آقاي من اي امير مؤمنان و مولاي من، و تو اي ابا عبد الله اي سرور من، و سلامم بر شما پيوسته باد تا شب و روز پيوسته است،

وَاصِلٌ ذَلِكَ إِلَيْكُمَا، غَيْرُ [غَيْرَ] مَحْجُوبٍ عَنْكُمَا سَلامِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ، وَ أَسْأَلُهُ بِحَقِّكُمَا أَنْ يَشَاءَ ذَلِكَ وَ يَفْعَلَ، فَإِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ، انْقَلَبْتُ يَا سَيِّدَيَّ عَنْكُمَا تَائِباً، حَامِداً لًلَّهِ، شَاكِراً رَاجِياً لِلْإِجَابَةِ، غَيْرَ آيِسٍ وَ لا قَانِطٍ، آئِباً عَائِداً رَاجِعاً إِلَى زِيَارَتِكُمَا، غَيْرَ رَاغِبٍ عَنْكُمَا، وَ لا مِنْ [عَنْ ] زِيَارَتِكُمَا، بَلْ رَاجِعٌ عَائِدٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ، يَا سَادَتِي رَغِبْتُ إِلَيْكُمَا وَ إِلَى زِيَارَتِكُمَا، بَعْدَ أَنْ زَهِدَ فِيكُمَا وَ فِي زِيَارَتِكُمَا أَهْلُ الدُّنْيَا، فَلا خَيَّبَنِيَ اللَّهُ مَا [مِمَّا] رَجَوْتُ وَ مَا أَمَّلْتُ فِي زِيَارَتِكُمَا، إِنَّهُ قَرِيبٌ مُجِيبٌ.

اين سلام به شما رسنده است، نه اينكه سلامم از شما پوشيده باشد اگر خدا خواهد، و از او مي خواهم به حق شما اينكه بخواهد آن را و انجام دهد، زيرا او ستوده و بزرگوار است، اي دو سرورم از نزد شما بازگشتم، در حال توبه، و سپاس براي خدا، و شكرگذاري و اميدوار به اجابت، بدون يأس و نااميدي، درحالي كه بازگردنده و بازگشت كننده و رجوع كننده به سوي زيارت شمايم، نه روگردان از شما، و نه از زيارتتان، بلكه رجوع كننده و بازگشت كننده ام اگر خدا بخواهد، و جنبش و نيرويي نيست جز به خدا، اي آقايانم به سوي شما و زيارتتان رغبت نمودم، پس از آنكه اهل دنيا نسبت به شما و زيارتتان بي رغبت شدند، خدا مرا از آنچه در زيارت شما اميد و آرزو كردم نااميد نسازد، به درستي كه او نزديك و پاسخ دهنده است.
التماس دعا

متن دعای علقمه به همراه ترجمه کامل آن

فضایل دعای علقمه

دعای علقمه مشتمل بر معانی بلند و جامع حوایج دنیوی و اخروی به خصوص تولی و تبری است. خواننده در ابتدای این دعا، خداوند را با صفاتی یاد می‌کند، بعد خداوند را به پنج تن قسم می‌دهد و به خداوند توسل می‌جوید و ائمه را شفیع قرار می‌دهد. دعای علقمه مقام و فضیلت ائمه را بیان می‌کند و شخص مؤمن از خداوند می‌خواهد که به پیامبر(ص) و آل او صلوات بفرستد، حاجاتش را بر آورده سازد، از شر دشمنان نجات دهد،این زیارت را آخرین زیارت قرار ندهد و بین او و اهل بیت(ع) جدایی نیندازد.

این دعا را شیخ طوسی در کتاب مصباح المتهجد آورده است. در این کتاب آمده است چون صفوان بن مهران بعد از خواندن زیارت عاشورا دعای «یا الله یا الله یا الله، یا مجیب دعوه المضطرین…» را خواند، سیف بن عمیره گوید از صفوان سؤال کردم و گفتم علقمه بن محمد این دعا را برای ما از حضرت باقر(ع) روایت نکرد، بلکه همان زیارت (زیارت عاشورا) را حدیث کرد. صفوان گفت که با امام صادق(ع) به این مکان وارد شدم، پس بجا آورد مثل آنچه را که ما بجا آوردیم در زیارت، و دعا کرد به این دعا هنگام وداع بعد از اینکه دو رکعت نماز گذاشت، چنان‌که ما نماز گذاشتیم و وداع کرد چنان‌که ما وداع کردیم.

پس صفوان گفت که حضرت صادق(ع) به من فرمود که مواظب باش این زیارت را و بخوان این دعا را و زیارت کن به آن. پس به‌درستی که من ضامنم بر خدا برای هر که زیارت کند به این زیارت و دعا کند به این دعا از نزدیک یا دور اینکه زیارتش مقبول شود و سعیش مشکور و سلامش به آن حضرت برسد و محجوب نماند و حاجت او قضا شود از جانب خدای تعالی به هر مرتبه که خواهد برسد و او را نومید برنگرداند.

ای صفوان یافتم این زیارت را به این ضمان از پدرم و پدرم از پدرش علی بن الحسین(ع) به همین ضمان و او از حسین(ع) به همین ضمان و حسین(ع) از برادرش حسن(ع) به همین ضمان و حسن از پدرش امیر المؤمنین(ع) با همین ضمان و امیر المؤمنین(ع) از رسول خدا(ص) با همین ضمان و رسول خدا(ص) از جبرئیل با همین ضمان و جبرئیل از خدای تعالی با همین ضمان و به تحقیق که خداوند عز و جل قسم خورده به ذات مقدس خود که هر که زیارت کند حسین(ع) را به این زیارت از نزدیک یا دور و دعا کند به این دعا قبول می‌کنم از او زیارت او را و می‌پذیرم از او خواهش او را به هر قدر که باشد و می‌دهم مسئلتش را پس بازنگردد از حضرت من با ناامیدی و خسار و بازش گردانم با چشم روشن به برآوردن حاجت و فوز به جنت و آزادی از دوزخ و قبول کنم شفاعت او را در حق هر کس که شفاعت کند.

حضرت فرماید جز دشمن ما اهل بیت(ع) که در حق او قبول نشود، قسم خورده حق تعالی به این بر ذات اقدسش و گواه گرفته ما را بر آنچه که گواهی دادند به آن ملائکه ملکوت او پس جبرئیل گفت: یا رسول الله خدا فرستاده مرا به سوی تو به جهت سرور و بشارت تو و شادی و بشارت علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان از اولاد تو علیهم السلام تا روز قیامت پس مستمر و پاینده باد مسرت تو و مسرت علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان علیهم السلام و شیعه شما تا روز رستاخیز پس صفوان گفت که حضرت صادق(ع) به من فرمود‌ای صفوان هر گاه روی داد از برای تو به سوی خدای عز و جل حاجتی، پس زیارت کن به این زیارت از هر مکانی که بوده باشی و بخوان این دعا را و بخواه از پروردگار خود حاجتت را که برآورده شود از خدا و خدا خلاف نخواهد فرمود وعده خود را بر رسول خود به جود و امتنان خویش و الحمد لله.

 

همچنین بخوانید:

متن زیارت عاشورا همراه با ترجمه

متن دعای کمیل به همراه ترجمه

متن کامل زیارت وارث به همراه ترجمه

آموزش نماز خواندن

ممکن است شما دوست داشته باشید