شعر در مورد قلب پاک + مجموعه اشعار زیبا در مورد انسان با قلب پاک و دل معصوم

شعر در مورد قلب پاک

اشعار زیبا برای قلب پاک

زیباترین اشعار کوتاه و بلند احساسی در مورد قلب پاک و انسان های خوش قلب و معصوم را در این قسمت راز خانه آماده کرده ایم.

شعر جهانی در مورد قلب پاک

در گریبانت
دو کبوتر توأمان بی‌تابند
و قلب پاک تو
با لرزش خوش کبوتران
به تنظیم ایقاع و آهنگ جهان برخاسته است…

غاده السمان
ترجمه: عبدالحسین فرزاد

***

شعر نو درباره قلب پاک

سیب‌ها و قلب‌ها
ناخن کبود برق
روی شیشه شکسته افق کشیده شد
چندشی درخت‌های لخت را فراگرفت
خال سرخی از نگاه برق
روی گونه سپید سیب‌ها چکید
گونه سپیدشان تلألو طلا گرفت
ای فروترین و برترین فروغ
ای طلیعه بهشتی و جهنمی
پس چه وقت خال سرخ می‌نهی
بر دل سیاه آدمی؟
سیب‌ها رسیده‌اند
قلب‌ها هنوز، نه
ای فروترین و برترین فروغ
پس چه وقت
پس چه وقت
پس چه وقت می
دمی؟

نادر نادرپور

***

شعر در مورد قلب پاک

آدمی دو قلب دارد
قلبی که از بودن آن با خبر است و قلبی که از حضورش بی‌خبر
قلبی که از آن با خبر است همان قلبی ست که در سینه می‌تپد
همان که گاهی می‌شکند
گاهی می‌گیرد و گاهی می‌سوزد
گاهی سنگ می‌شود و سخت و سیاه
و گاهی هم از دست می‌رود
با این دل است که عاشق می‌شویم
با این دل است که دعا می‌کنیم
با همین دل است که نفرین می‌کنیم
و گاهی وقت‌ها هم کینه می‌ورزیم
اما قلب دیگری هم هست
قلبی که از بودنش بی خبریم
این قلب اما در سینه جا نمی‌شود
و به جای اینکه بتپد، می‌وزد و می‌بارد و می‌گردد و می‌تابد
این قلب نه می‌شکند نه می‌سوزد و نه می‌گیرد
سیاه و سنگ هم نمی‌شود
از دست هم نمی‌رود
زلال است و جاری
مثل رود و نسیم
و آنقدر سبک است که هیچ وقت هیچ جا نمی‌ماند
بالا می‌رود و بالا می‌رود و بین زمین و ملکوت می‌رقصد
این همان قلب است که وقتی تو نفرین می‌کنی او دعا می‌کند
وقتی تو بد می‌گویی و بیزاری او عشق می‌ورزد
وقتی تو می‌رنجی او می‌بخشد
این قلب کار خودش را می‌کند
نه به احساست کاری دارد نه به تعلقت
نه به آنچه می‌گویی نه به آنچه می‌خواهی
و آدم‌ها به خاطر همین دوست داشتنی اند
به خاطر قلب دیگرشان
به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند
ما را دوست دارند بی هیچ علتی!

عرفان نظر آهاری

***

آی آدم‌ها
قلبتان تا زمانی پاک است
که
بر زبانتان
سخن حق
جاری باشد

***

دو بیتی و تک بیتی برای قلب پاک

نگاه خسته و یک قلب پاک و دریایی
و یک سه تار پر از نغمه اهورایی

دلم بدون تو یک مرغ عشق پر بسته
و باز می‌شود این دل اگر که باز آیی

مرور می‌کنم این اتفاق آخر را
تو رفتی و دل من ماند و اشک و شیدایی

مریم وزیری

***

اگر تنهایی ام چشم مرا بست
اگر دل از تنم افتاد و بشکست

فدای قلب پاک آن عزیزی
که در هر جا که باشد یاد ما هست

***

درویشم و دنیا واسم یه مشت خاکه
همه دارو ندارم فقط‌یک دل‌پاکه

جهانبخش پازوکی

***

شعر در مورد قلب پاک

قلب تو شهر گل یاس، دست تو بازار خوبی
اشک تو بارون روی، مرمر دیوار خوبی

ای گل آلوده گل من، ای تن آلوده دل پاک
دل تو قبله این دل، تن تو ارزونی خاک

اردلان سرفراز

***

دلت آینه ایثار عشق است
نگاهت معنی بیدار عشق است

تو در آبادی دل خانه داری
تو را دیدن همان دیدار عشق است

***

شعر سنتی برای قلب پاک

دل اگر پاک بود جلوه گه نور خداست
سینه پاک دلان آینه دوست نماست

زینت دل گل مهر است چه حاصل از کین
که گل عشق به گلزار جهان بی همتاست

از چه شادی ز پریشانی ما ای غافل
که پریشانی ما مایه جمعیت ماست

گوهر معرفت اندوز که بر ظلمت جهل
چلچراغی است که بر گمشدگان راهنماست

به عمل کم نشود از خرد مرد فهیم
فیض دریا نکند هیچ ز دریا کم و کاست

زاهدا از چه به تزویر شوی در محراب
این چه زهدی است که آلوده به نیرنگ و ریاست

چند نازی به جوانی و به زیبائی و مال
که به یک پلک زدن طعمه شاهین بلاست

فیض اله نکویی

***

کسی کو هرچه دید از چشم جان دید
هزاران عرش در مویی عیان دید

عدد از عقل خاست اما دل پاک
عدد گردید از گفت زبان دید

*

منزل عشقش دل پاک است و بس
نیست عشقش در خور هر منزلی

شد دل عطار غرق بحر عشق
کی تواند غرقه دیدن ساحلی

*

هرکز نفسی پاک نیاید ز دلت بر
تا جان تو فرمانبر این نفس پلید است

یارب به کرم کن نظری در دل عطار
کز دست دل خویش دل او بپزیده است

عطار نیشابوری

***

ای عذر پذیر عذرخواهان
عفو تو شفیع پرگناهان

خواهم به ستایش تو بودن
من خود چه توانمت ستودن

هم تو دل پاک ده زبان هم
در مدحت خویش و بلکه جان هم

به گر ندهی، بهیچ سانم
آن جان، که به خویش زنده مانم

امیرخسرو دهلوی

***

بیار می که به فتوی حافظ از دل پاک
غبار زرق به فیض قدح فروشویم

*

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم
یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم

حافظ

***

روی در مسجد و دل ساکن خمار چه سود؟
خرقه بر دوش و میان بسته به زنار چه سود؟

هر که او سجده کند پیش بتان در خلوت
لاف ایمان زدنش بر سر بازار چه سود؟

دل اگر پاک بود خانه ناپاک چه باک
سر چو بی‌مغز بود نغزی دستار چه سود؟

چون طبیعت نبود قابل تدبیر حکیم
قوت ادویه و ناله بیمار چه سود؟

قوت حافظه گر راست نیاید در فکر
عمر اگر صرف شود در سر تکرار چه سود؟

عاشقی راست نیاید به تکبر سعدی
چون سعادت نبود کوشش بسیار چه سود؟

سعدی

***

با دل پاک مرا جامه ناپاک رواست
بد مر آن را که دل و دیده پلیدست و پلشت

رودکی

ممکن است شما دوست داشته باشید